|
زندگی
|
روی خاک خوب
برای تو
آهنگ دستهای من
جاودانه است.
.....................................
تا قبل از ذوب شدن باید از خشم شعله بگریزی. همین که اولین قطره از وجودت چکید ، دومی هم آب می شود و کم کم بخار می شوی. نیست می شوی. مردن غرور ما همینگونه است. دردت می گیرد.
.....................................
آسمان بارید
ما سبز شدیم
سبک چون بادبادک
.....................................
هر گاه ،
چه برای کشیدن خط انحنای زنی
خواه نوشتن شعری باشد
یا آمیختن با گِل.
این روزها یکسر
نور سبز به زندگی می تابد.
گاهی به اشتباه فکر می کنم
خورشید هم سبز است
و می خندم.
تا دیروز فقط رنگ بود
حالا که یک اندیشه شد ،
...
بی انصاف
بادکنک سبز را چرا گران کردی ؟
همیشه کسی هست
می گوید : پاییز است
...
من اعتراض دارم
پاییز که می شود
همیشه دیر می رسم.
...
نه نمی مانم
می خواهم خودم را تکثیر کنم.
آسمان اش شدیم
ذره ذره ذره ذره ذره...
خاک سبز ِ وطن
سرخ ، وطن
دست به دست ، گام به گام ، دوش به دوش ، روز به روز
ایران مال ماست.
در درونم جاری ست
میان رگهای تنم.
یک شب
زنی از خاک و آب زنده شد !
زنده شد ، باور کن.
پشه ای روی انحنای کمرش
گویی خونش را می مکید.
و نه آنی.
تو همانی که اگر
زندگی سبز شود ،
رنگ تو بر می گردد
وگرم سیه بماند ،
تو همینی که الآنی.
ننگ بر آنانی که از آن هیچ جناحی نیستند و...
نمی شناسی ام مگر ؟
منم
آشنای این سوی دیوار همسایگی
همبازی تابستان های کودکی
یار دبستانی تو
یادت هست ؟
دست به دست
دوش به دوش
ایران را سبز
آزاد ،
ایران را آباد می خواستیم؟ !
...
کجای خط مقدم آرمان هامان
اینهمه فاصله بود ؟
...
حالا
من اغتشاشگرم
یا ، تو کودتاچی ؟